آخرین اخبار :
bg-login
img-registr
عضویت
تبلیغات
» » دکتر احمدی رئیس شورای هماهنگی: اثربخشی روحانیت در جامعه بشدت ضد انقلاب راعصبانیت کرده است/ مراقب باشیم در نقد و نظر پیرامون روحانیت در چاه استعمار گرفتار نشویم / انتخاب سلیقه ای سخنان بزرگان انقلاب اسلامی توسط مخالفین در فضای مجازی ظلم به آنها است

دکتر احمدی رئیس شورای هماهنگی: اثربخشی روحانیت در جامعه بشدت ضد انقلاب راعصبانیت کرده است/ مراقب باشیم در نقد و نظر پیرامون روحانیت در چاه استعمار گرفتار نشویم / انتخاب سلیقه ای سخنان بزرگان انقلاب اسلامی توسط مخالفین در فضای مجازی ظلم به آنها است

دکتر احمدی شورای هماهنگی: اثربخشی روحانیت در جامعه بشدت ضد انقلاب راعصبانیت کرده است/ مراقب باشیم در نقد و نظر پیرامون روحانیت در چاه استعمار گرفتار نشویم / انتخاب سلیقه ای سخنان بزرگان انقلاب اسلامی توسط مخالفین  در فضای مجازی ظلم به آنها است

دکتر احمدی شورای هماهنگی: اثربخشی روحانیت در جامعه بشدت ضد انقلاب راعصبانیت کرده است/ مراقب باشیم در نقد و نظر پیرامون روحانیت در چاه استعمار گرفتار نشویم

چندی است که برخی از دلسوزان روحانیت و حوزه های علمیه از سر نُصح و دلسوزی مباحثی را مطرح می کنند.و شواهدی را از بیان و بنان امام خمینی(ره)و شهیدمطهری بیان می کنند که جامعه را به تعارض می رساند.

راقم این سطور برآن است باتوجه به تجارب دوران طولانی در مدیریت حوزه فرهنگی وتبلیغی و نیز حضور در دانشگاه و عرصه های سیاسی و اجتماعی مواردی را یادآور شوم.

۱-فراموش نشود که روحانیت در نیم قرن اخیر بطور فعال در مبارزه با ظلم و ستم در متن بوده و رهبریت قیام و نهضت اسلامی را بطور آشکار عهده دار بوده است.

۲-روحانیت انقلابی بعد از پیروزی انقلاب در مواجهه با ضدانقلاب اعم از جریان روشنفکری وابسته، منافقین و ملی مذهبی های ضد اسلام ناب، به رغم تمایل قلبی خود و هدایت کنندگان انقلاب از جمله امام خمینی و شهید مطهری، برای حفظ نظام اسلامی چاره ای جز قبول مناصب و مسئولت های حساس و غیر حساس نداشته است. و در واقع حضور روحانیت اصیل در مناصب اجتماعی نوعی فداکاری است و این قشر باانگیزه در تحصیل فقه و اصول به جای پرداختن به دروس حوزه و رقم زدن آینده خود تا حد اجتهاد و مرجعیت دینی، بدلیل صیانت از امانت شهیدان قبول مسئولیت کرده و انجام وظیفه می نمایند.

جالب است بدانیم که روحانیت نسبت به جمعیت خود در مقایسه با دیگر صنوف، بیشترین شهید را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.

۳-روحانیت هم همانند دیگر اصناف و طبقات جامعه که از مواهب حلال دنیا بطور شرعی بهره مند هستند،استفاده می کنند و باید پذیرفت که خانواده روحانیت هم مثل دیگران بوده وبهره گیری از اسباب معیشت برآنان منع نشده اند.

۴-حضور روحانیت در عرصه های مدیریتی،مخصوصا در دهه شصت و  تهدید و ترور روحانیت توسط ضدانقلاب موجب سلب آسایش و حداقل های امنیتی و موجب محدویت ها و عسروحرج آنان وخانواده ایشان گردید،اما احتمال خطر، نتوانست این قشر خدوم وفداکار را از انجام وظیفه باز بدارد.

۵- اثربخشی روحانیت در جامعه را از شدت عصبانیت جریان مفلوک منافقین، هرج و مرج طلبان،همجنسبازان،اوباش و اراذل،افسادطلبان،نواندایشان لاییک مسلک،روشنفکران غربزده،تجددطلبان لامذهب،وبهاییان بی ریشه، میتوان فهمید.

۶-رسالت نهاد روحانیت، اول بذات تربیت عالم دینی است اما ثانی بالعرض به درخواست نیازهای جامعه از طرق مختلف پاسخگو است.به همین دلیل این نهاد دینی شغل محسوب نمی شود و تکالیف دینی به دیده شغل نمی نگرد. همانگونه ای که عاشقانه پا به عرصه تحصیل می نهد عاشقانه به پذیرفتن مسئولیت ها تا اقامه تکلیف دل می دهد.[ ممکن است، استثنائاتی وجود داشته باشند که بسیار نادرند که «النادر کالعدم»].

۷-سنت دیرینه روحانیت، لبیک به اقبال عمومی بوده و هست؛ برای رسیدن به قدرت مادی و معنوی هرگز یک قدم برنمی دارند مگر آن که مکلف شوند زیرا این قشرمعنوی از امام علی علیه السلام آموخته اند که دنیا به اندازه بال مگسی و آب عطسه بینی بز نمی ارزد.

مراجع بزرگ شیعه همواره از عنوان مرجعیت گریزان بودند مگر بزرگانی به آنان تکلیف کرده و آنها را ناگزیر از قبول مرجعیت کنند.

احاله وجوهات شرعیه و ارجاع مقلد، از مرجعی به مرجع دیگر سنت کهن عالمان مهذب حوزه های مقدسه بوده و هنوز ادامه دارد و آخرین مصداق آن ماجرای پررمز و راز اعتراض آیت الله خامنه ای مدظله العالی به تصمیم اولیه خبرگان رهبری بود که در نهایت بزرگان و امنای مردم در مجلس خبرگان لباس ولایت را برازنده قامت معظم له دیدند و بر اندام ایشان پوشانیدند.

بنابراین متهم کردن روحانیت به قدرت طلبی،اتهام زنی این قشر خدوم به اشرافیگری و دنیاطلبی و همچنین هجمه واردن به جماعت از سوی برخی از افراد مغرض و غافل، از انصاف بدور و جفا و ظلم به آنان است.

برخی ها گاهی موارد شاذ و کلی را از سوی علامه مطهری و حضرت امام خمینی رحمه الله مطرح می کنند که یا تقطیع شده است یا گزینشی و خارج از مقصود آن دانشمند بی بدیل و یا رهبر بی نظیر است. این افراد که [انشاالله]بقصد قربت مطالب شبهه انگیز را مطرح می کنند باید متوجه باشند که این بزرگان مقصود دیگری هم دارند که مخالفین اسلام و روحانیت بدان اعتنایی ندارند.

شهید مطهری و امام خمینی در باره روحانیت جملات طلایی نیز دارند که همان جملات سبب شد که ضد انقلاب و مخالفان اسلام ناب و دشمنان روحانیت، مغز متفکر بزرگ ما را نشانه روند و امام خمینی را به باد اهانت و هتاکی بگیرند و آن عارف کم نظیر را با خون آشام ترین افراد مقایسه نمایند.

اصلا نماد عالی اسلام در عصرما خود شهید مطهری و امام خمینی هستند که می تواند میزان سنجه روحانیت اصیل و تمیز آنان از روحانیت بی ریشه باسند. و دیگر سخن این که باید توجه داشت از نقد یک سویه  روحانیت چه کسانی ذوق زده می شوند؛به اعتقاد راقم این سطور، همان افرادی که بغض شهید مطهری و امام خمینی را دل دارند از نقد نهاد روحانیت خوشحال می شوند.البته ذکر این نکته لازم است که معتقد نیستم روحانیت معصوم بوده و قابل نقدنیست.

«مقتضی زمان» اساس نقد ونظر شهیدمطهری در باره بخشی از روحانیت است ونقد او شامل نهاد مقدس روحانیت نمی شود و کسانی که نگرش آسیب شناسانه آن شهید را متوجه تمام روحانیت می کنند یا بی سوادند و یا مغرض و بی بصیرت.

بعضی از افراد کم سواد و نان به نرخ روزخور که اصل روحانیت را قبول ندارند به بخشی از گفتار آن بزرگوار روی آورده و بدون آن که مقتضیات زمان را بشناسند.

 شهید مطهری یک انقلابی ویک ظلم ستیز بود. یک متفکر آزادیخواه بود که هم سنتی می اندیشید و از خرمن وجودش پای منبری ها بهره می بردند و هم صاحب کرسی نظریه پردازی بود که تحصیل کرده ها حظ وافری از ایشان داشتند و اگر فریادی علیه روحانیت بر می آورد و پرخاش می کرد بی گمان حمله او به نهاد مقدس روحانیت نبود بلکه علیه کسانی بود که عافیت طلبی را برگزیده بودند.

آنان یا درباری بودند، یا شجاعت کافی نداشتند، و یا معتقدبودند که حضرت مهدی (عجل الله تعالی) ظهور می کنند و با ظلم می ستیزد و جهان را پر از عدل و داد می کند.

مع الاسف آن دسته از روحانیت چنانکه شهید مطهری معتقد بودند؛ از طلبه مبتدی گرفته تا مجتهد و مرجعیت به چنین دیدگاه پر از خطا و آفت مبتلا بودند. زیرا در آن زمان آنان رسالت خود را تنها و تنها در بیان احکام خلاصه می کردند؛ اما هر گز نظرشهیدمطهری کلٌیت نهاد مقدس روحانیت نبوده است که خود مطهری به عنوان یک عمامه بسر و روحانی، یک نمونه از آن استثنائات است. و قس علیهذا دیگر روحانیتِ عالمِ ظلم ستیز و انقلابی دهه های سی تا چهل که مطهری در آن ایام می زیستند.

التقاط و وارونه نگری و تحریف اندیشه شهید مطهری از سوی هرکس که باشد خطای استراتژیک است. زیرا روی دیگر سکه ای که شهید مطهری نقد آنان را بصورت انقلابی بیان کرده است.

نمی توان پذیرفت که مطهری به کسانی حمله کرده است که از او جلوتر، قوی تر و شجاع تر بوده اند که در را مبارزه با ظلم و ستم ستمشاهی به اندازه ربع قرن و یا نیم قرن در حال مبارزه بودند و آنان همان روحانیتی بودند که امروز از سوی دشمنان مورد تهاجم قرار دارند و خود مطهری و آثارش از آن دسته اند که از هتاکی هتاکان به روحانیت در امان نمانده است.

مطهری فرزند زمان خودش بود و در عین حال یک مصلح و اندیشمند.

به مدیریت کلان نهاد روحانیت پیشنهاد می شود که در کنار دروس غنی فقه و اصول که به قواعد استنباطی فقه نظر دارد و بسیار هم مهم است و رسالت و ماموریت اولیه حوزه های علمیه هم همین است؛ اما به مبانی کلامی(اعتقادی) و مبانی سیروسلوک(اخلاقی) بیشتر توجه نماید. و این از آن موارد مورد تاکید صاحب این قلم است که بایستی دغدغه اصحاب کبار کشور باشد که روحانیت بتواند مرجعیت و شاُنیت رهبری انقلابی خود را در بدور از دنیاگرایی در جامعه جهانی حفظ کند و بهانه را از دشمنان باز ستاند.

نکته دوم این است که متنفذین در جامعه مطالبی را از به تعبیر قرآن«نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ» از باب خوشایند مخاطب مطرح ننمایند که موجب تعارض شود. وقتی بطور کلی و گزینشی حتی قران مطلبی گفته شود و اغراضی تعقیب گردد موجب اضلال و گمراهی خواهد شد؛چنانکه خداوند در موردقرآن بدان اشاره دارد.«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا.»

و ما آنچه از قرآن فرستیم شفا (ی دل) و رحمت (الهی) برای اهل ایمان است و ظالمان را به جز زیان (و شقاوت) چیزی نخواهد افزود.

نکته سوم

برخی از اینکه کشور با قوانین اسلامی اداره می شود با نظام دینی مخالف صددرصدی هستند و این اشکال را متوجه چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی می دانند و انگشت اشاره آنان به مقصر اصلی (به زعم ایشان) روحانیت می باشد. این افراد خیلی تلاش کردند تا برای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ما به ازایی پیدا کنند برخی هنوز دوست نمی دارند بگویند انقلاب اسلامی ، و از کلیدواژه انقلاب ۵۷ یاد می کنند و همین ها درصدد اسلام زدایی از حکومت و جمهوری اسلامی هستند؛و پس از آنکه نتوانستند به نیات خود دست یابند ترجیح دادند تا مبلغان و مروجان انقلاب اسلام( که همانا روحانیت هستند) را سبیل تیرهای خود قرار دهند و نزدیک به چهل سال است که به روحانیت اتهام می زنند و یادمان نمی رود به اشخاص موثری در انقلاب اسلامی همچون شهید هاشمی نژاد و شهید مظلوم بهشتی اتهام قدرت طلبی،سرمایه داری و اشرافیت و باغداری و املاک کلان در خارج و داخل کشور زدند و بعد معلوم شد که آن بزرگان با همان زی طلبگی به شهادت رسیدند.

 کسانی که از روی دلسوزی با دیدن چند مصداق از میان روحانیت، پرهیز اشرافیگری و... را در صنف روحانیت مورد تذکر قرار می دهند ضمن آن که در برخی موارد درست است اما طوری بیان نشود که همه مشکلات مردم در اشرافی گری مدیران و مشخصاً در روحانیت خلاصه می شود و بی توجهی به این نکته موجب می شود که مردم با شنیدن مفهوم اشرافی گری به روحانیت منتقل شوند و این خود سبب می شود تا دشمنان انقلاب اسلامی و مخالفان روحانیت مستمسکی برای حمله و یا به حاشیه کشاندن روحانیت پیدا کنند و حال آن که مخالفان روحانیت، حتی طلبه و مرجع تقلید مشتهر به زهد را هم قبول ندارند.و برخی از آنان حتی پیامبر و امام معصوم را هم قبول ندارند.

آسیب حوزه روحانیت در دهه سی که شهیدمطهری از آن رنج می برد با آسیب در همین حوزه در ایام ما متفاوت است.

در دهه سی، روحیه روحانیت را چنین وصف می کند:« روحانیت شیعه «اصول چاکری» را خوب آموخته و «کمتر روح حریت و آزادی و آزادمنشی» دارد.» در حالی که در دهه چهل به بعد این ادعا به هیچ وجه قابل قبول نمی باشد. زیرا در این ایام روحانیت پرچمدار حریت بوده است و حتی دشمنان انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی را ثمره نقش پررنگ روحانیت دانسته و با آن مخالفت می ورزد.

آسیب دیگری که در دهه سی مطهری از آن در رنج است نگاه روحانیت به جیب مردم است و همین امر سبب تنبلی روحانیت قلمداد شده است.

اولا: قطعا نظر شهید مطهری از جیب مردم وجوهات شرعیه نیست زیرا او به درستی می دانست مردم در پرداخت وجوهات خود اخلاص دارند و اگر مراد شهید طمع روحانیت به جیب مردم باشد باید قبول کنیم که در مسیر تاریخی، در این ادعای مرحوم مطهری استثنائاتی وجود دارد که ممکن است این ضعف در دهه سی وجود داشته باشد [که وجود داشت] اما به اتکا کلام امام خمینی در منشور روحانیت، این ادعا عمومیت تاریخی ندارد چنانکه امام رحمت الله فرمودند: «در ترویج روحانیت و فقاهت نه زور سر نیزه بوده است، نه سرمایۀ پول‏ پرستان و ثروتمندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزیده اند.» امروز کسی باور نمی کند که روحانیت چشمش به جیب مردم است بلکه شرایط نقش آفرینی این صنف تغییر کرده است.منهای کسانی که به تحصیل اشتغال دارند و به حداقل شهریه حوزه از طریق وجوهات در اختیار مراجع تقلید نیز قانع اند،  بخش دیگری از روحانیت در سازمان هایی که عدم حضورشان سبب ضعف آن سازمان ها و نهادها در قضا و اجرا و تقنین تلقی می شود؛ برحسب تکلیف اشتغال دارنداز این رو باید بدانیم که شرایط امروز با دهه سی متفاوت شده است.

اگر روحانیت وارد امور یادشده نشود و تنها به دروس حوزوی بپردازد به هزاران اشکال و عدم مسئولیت پذیری متهم می شوند و اگر ورود پیدا کند و در برابر خدمتی که ارائه می دهد همانند دیگران از مواجب سازمانی بهره مند شوند باز به هزاران اشکال و دنیاپرستی متهم می شود.

لذا روحانیت مکلف به تکلیف بوده و از این اتهامات واهی نهراسیده و صحنه انقلابی را ترک نمی کنند.

امام خمینی (رضوان الله) هم همانند شهید مطهری در برخی از موارد از روحانیت رنج برده است و آنها را مستوجب مذمت می دانند و با شدت برخورد کرده که منشور روحانیت مالامال از درد و رنج و نیز مشحون به حقایق تاریخی است و می گوید:

«خون دلى که پدر پیرتان از این دستۀ متحجر(برخی از روحانیت اهل جمود و موافق جدایی دین از سیاست و...) خورده است هرگز از فشارها و سختیهاى دیگران نخورده است.»

این کلام امام در باره برخی از روحانیت و رهبران انجمن حجتیه صدق می کند نه نهادروحانیت.

اما امام در تکرم روحانیت اصیل سخن به میان آورده و می گویند:  "علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به‌طرف اسلام شلیک می‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. اولین و مهم‌ترین فصل خونین مبارزه در عاشورای 15 خرداد رقم خورد."

بنابراین، کسانی که از روی غفلت و یا بمنظور جلب مرید مسائلی را علیه نهاد روحانیت مطرح می کنند و دشمن از مطالبشان استقبال می کند این کلام امام را مرور کنند که در منشور روحانیت آورده است:«  مردم شریف ایران توجه داشته باشند که نوعاً تبلیغاتى که علیه روحانیت انجام می پذیرد به منظور نابودى روحانیت انقلاب است، ایادى شیطان در تنگناها و سختیها به سراغ مردم می‏روند که بگویند روحانیت مسبب مشکلات و نارساییهاست؛ آن هم کدام روحانى، روحانى بب درد و بی ‏مسئولیت نه، بلکه روحانیتى که در همۀ حوادث جلوتر از دیگران در معرض خطر بوده است. کسى مدعى آن نیست که مردم و پابرهنه‏ ها مشکلى ندارند و همۀ امکانات در اختیار مردم است. مسلّم آثار ده سال محاصره و جنگ و انقلاب در همه جا ظاهر می ‏شود و کمبودها و نیازها رخ می ‏نماید ولى من با یقین شهادت می دهم که اگر افرادى غیر از روحانیت جلودار حرکت انقلاب و تصمیمات بودند امروز جز ننگ و ذلت و عار در برابر امریکا و جهانخواران و جز عدول از همۀ معتقدات اسلامى و انقلابى چیزى برایمان نمانده بود.»

و هم امام رضوان الله گفته است:«خصوصیات بزرگى چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگى به قدرتها و مهمتر از همه احساس مسئولیت در برابر توده ‏ها، روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است و چه عزتى بالاتر از اینکه روحانیت با کمى امکانات، تفکر اسلام ناب را بر سرزمین افکار و اندیشۀ مسلمانان جارى ساخته است و نهال مقدس فقاهت در گلستان حیات و معنویت هزاران محقق به شکوفه نشسته است. راستى اگر کسى فکر کند که استعمار، روحانیت را با اینهمه مجد و عظمت و نفوذ تعقیب نکرده و نمی کند، ساده ‏اندیشى نیست؟

 نگرانی صاحب این تحقیق، آن است که روحانیت به آسیب اواخر دهه سی مبتلا شود و در برابر ضعف ها،انحرافات و ظلم های جامعه رویه مماشات را اختیار کند. روحانیتی که پرچمدار نهضت اسلامی بود امروز برخی از آنان طریق «احتیاط» را اختیار کرده است.و بشدت محتاط شده اند و در بسیاری از امور جانب احتیاط را بر می گزینند.

در بی حرمتی به ساحت امامان معصوم که در سال های اخیر از سوی برخی از افراد معنون اتفاق افتاد اشخاصی به ساحت امام رضا (علیه السلام) بالصراحه بی حرمتی کردند و بعدها به ساحت حضرت ولیعصر عج الله تعالی بی احترامی شد اما از ناحیه برخی از اعاظم، واکنشی اتفاق نیفتاد. شاید دلیل آنها مقتضی نبودن شرایط برخورد بوده باشد والا دلیلی برای سکوتشان ندارند مگر احتیاط کرده باشند. و به نظر می رسد این احتیاط مفرط اسلام و فرهنگ اهلبیت را به مخاطره افکند. خطر این آسیب در میان برخی از روحانیت از خطر دشمنان قسم خورده اسلام کمتر نیست. اما روحانیت انقلابی هرگز در برابر شبهه افکنی و حرمت شکنی اهلبیت عصمت و طهارت کوتاه نیامد و نخواهند آمد. و هرکسی که آبروی خودش را بیش از اسلام دوست بدارد سرانجام به اسلام آسیب وارد خواهد کرد؛ اما هیچ یک از عالمان مصلح دین، اسلام را به آبروی ظاهری خود نفروختند و از جمله آنان امام خمینی است که حفظ اسلام و انقلاب اسلامی از اوجب واجبات می دانند و همین طور است امام خامنه ای، که تحت هیچ شرایطی کوتاهی نکرده اند. حتی نسبت به خودی ها شدت عمل به خرج داده اند.و دیدیم که در فتنه سال ۸۸ محاجه ای کردند و اظهار داشتند: «یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه): ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؟ همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب.

امام مبالغه نمی کرد و باکسی تعارف نداشت و همواره از روحانیت شیعه با تاریخ کهن یاد می کرد اما برای صیانت از این همه عظمت تذکر جدی هم می داد. تا مستمسکی به دست مخالفان اسلام داده نشود.

«امید است که علمای اعلام و مراجع بزرگ اسلام از خیانت و نفوذ اجانب و عمال استعمار به حوزه های علمیه و جامعه روحانیت جلوگیری به عمل آورند و ایادی مخالفین را که در سلک روحانیت قرار دارند و اسلام و روحانیت رابه سقوط و انحطاط تهدید می کنند‚ طرد و رسوا سازند و اجازه ندهند که مشتی فریب خورده و دنیا طلب استقلال هزار ساله شیعه را دستخوش امیال و اغراض مخالفین اسلام و مزدوران استعمار قرار دهند. »"صحیفه نور ج1 ص197

اما امام خمینی رضوان الله با همه این تفاصیل معتقد است حوزه ها سنگر پاسداری از اسلام ناب است.چنانکه در منشور روحانیت، در ضمن دعای پایانی منشور بدان اشاره می نماید.

«خداوندا! توان علما و روحانیت را در خدمت به دین خود افزون نما. خداوندا! حوزه‏ هاى علمیه، این سنگرهاى پاسدارى از فقاهت و اسلام ناب را تا ابد پا برجا بدار. خداوندا! شهداى روحانیت و حوزه‏ها را از نعم بیکران و رزق حضور خویش بهره ‏مند فرما. خداوندا! به جانبازانشان شفا مرحمت کن و به خانواده ‏هاى شهداشان صبر و اجر مرحمت فرما. مفقودین و اسراشان را هر چه زودتر به اوطانشان برگردان. خداوندا! ارزش خدمت و خدمتگزارى به دین خود و به مردم را در دل و دیدگان ما افزون و جاودانه نما «انک ولى النعم». والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته.

3 اسفند 67

روح‏ اللّه‏ الموسوى الخمینى

یک نکته را باید اضافه کرد و آن، اینکه در منشور روحانیت بیش از آنکه امام رحمت الله علیه به روحانیت تندی کند؛ در عظمت و جایگاه رفیع نهاد فقه و فقاهت و به مقام روحانیت شیعه سخن رانده است، مخصوصا که مطلع منشور، در توصیف مقام منیع روحانیت است.

«صدها سال است که روحانیت اسلام تکیه‏ گاه محرومان بوده است، همیشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهاى بزرگوار سیراب شده‏ اند. از مجاهدات علمى و فرهنگى آنان که بحق از جهاتى افضل از دماء شهیدان است .»

بنابراین در کنار نقد و نظر تخصصی پیرامون روحلنیت بایستی به خدمات و عظمت روحلنیت در طول تاریخ هم پرداخت تا نسل جوان در تعارض قرار نکیرد اما مع الاسف در سالهای پس از،انقلاب،اسلامی دشمنان تنها به مواردی اشاره دارند که موجبات تنفر آنان را از نهاد روحانیت را فراهم می سازد این خیانت جریان نفاق و ضد مذهب اسلام نه تازگی دارد و پایان پذیر است اما دوستان انقلاب اسلامی اجازه ندهند سخنان انان تقطیع شده تحویل مخاطب و در فضای مجازی و حقیقی بازنشر شود زیرا موجب انحراف جوانان خواهد و انحراف یک جوان از دین خدا به منزله کشتن او است که به تعبیر قرآن قتل عام محسوب می شود در قیامت بازخواست و وعقوبت سختی را در پی دارد.

«مَنْ قَتَلَ نَفْسَا بِغَیرِ نَفْسٍ أوفَسادٍ فِی الأَرضِ فَکانَّما قَتَلَ النَّاسَ جمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکأَنَّما اَحیا النَّاسَ جمیعاً.»

هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یافساد درروی زمین بکشد،چنان است که گویی همه انسانها را کشته، وهرکس. انسانی راازمرگ رهایی بخشد،چنان است که گویی همه مردم رازنده کرده است.

دکتر احمدی شورای هماهنگی

نوشته شده توسط : reza در 9-11-1396, 13:11 | بازدید : 669 | نظرات : 0

اضافه کردن نظر

نام شما:
ایمیل:
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
سوال:
حاصل چهار + پنج ؟ (به عدد)
پاسخ:*

اخبار مشابه:

عضو ستاد تحول شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: رسانه نباید در چاله‎های سیاست‎بازان بماند

  عضو ستاد تحول شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: رسانه نباید در چاله‎های سیاست‎بازان

در خطبه های نماز جمعه آزادشهر؛ واکنش شدید امام جمعه آزادشهر به مطالب توهین آمیز فصلنامه استارباد .

  در خطبه های نماز جمعه آزادشهر؛  واکنش شدید امام جمعه آزادشهر به مطالب توهین آمیز

کرسی صیانت از قلم های مسموم

  کرسی صیانت از قلم های مسموم مدیر کل محترم ارشاد اسلامی استان گلستان در اظهارات غیر منتظره

حجت‌الاسلام دکتر محمود ترابی :توجه به جوانان می‌تواند مساجد را متحول کند

  حجت‌الاسلام دکتر محمود ترابی :توجه به جوانان می‌تواند مساجد را متحول کند امام
حدیث روز
امام رضا (ع) می فرماید : به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.
هفته نامه گلستان مهر
شماره 471- 28بهمن1396
آرشیو
پیوندهای مرتبط
آمار بازدید

آمار بازدید
بازدید امروز: 85
بازدید دیروز: 56
بازدید ماه:191
بازدید سال:47038
بازدید کل:298938